قطعه / سیاهمشق ابداعی رضا شیخ محمّدی
شعر : در شب عیدم پریرخ بیحجاب آمد برون
ماه میجستند مردم، آفتاب آمد برون
تاریخ تحریر : شهریور ۸۸ / شب عید سعید فطر
تذهیب و ترصیع : محسن مرادی (رشت)
موادّ بکاررفته در تذهیب :
سنگهای قیمتی لاجورد و شنجرف. طلای ۲۴ عیار سفید و زرد
ابروباد : دستساز (بابک حجازی / انجمن خوشنویسان کرج)
پاسپارتو : چوبپنبهای
اندازهء اصلی : ۲۷x۱۸سانتیمتر

به رغم تصوّر موجود در خصوص محدودیّت هنرمندانی که در عرصهء هنرهای سنّتی از نوع شرقی کار میکنند و بستهبودن دست و بال آنان برای خلاّقیّت، به نظر میرسد حتّی اگر در خصوص اجرای اجزا و عناصر هنری سنّتمدار چون نستعلیق، ملزم به وفاداری به اصول و ضوابط باشیم، باب ابداع در ترکیب و کمپوزیسیون مفتوح است. دو اثری که در این پست تقدیم شده است، تحریر بیت حضرت حافظ شیرازی به خامهء دو خوشنویس یکی از عصر و عهد قاجار و دیگری از دورهء معاصر است. در اجرای دوم با آنکه در خصوص مفردات و واحدهای ساختمانی هنر خوشنویسی و حتی مضمون انتخابی برای نگارش، نوگرایی نشده است، ولی حاصل کار، خاص و جدید مینماید. بیتی که دو خوشنویس برای کار هنری برگزیدهاند، این است:
در حشمت سلیمان هر کس که شک نماید / بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی
رضا شیخ محمّدی اجرای دیگری هم از این سیاهمشق تجربه کرده است که اینجا مشاهده میکنید.
لطف خدا بیشتر از جرم ماستنکتهی سربسته چه دانی خموش؟
خط: رضا شیخ محمدی / شهریور ۸۸
تذهیب و گل و مرغ: نسرین حقیقت
اندازهء اصلی: ۱۳ در ۲۰.۵ سانتیمتر
قیمت تابلو : نود هزار تومان
طالبان قطعه ایمیل بزنند یا کامنت بگذارند.



دوست دارم به وب «شیخ دات آی آر» آنگونه که درخور است، برسم. ولی برگزاری نمایشگاههای زنجیرهای خوشنویسی که برخی دوستان از سر طنز به سفرهای استانی رئیس جمهور تشبیهش میکنند، فراغتی برایم باقی نگذاشته است تا حتّی گزارش آن نمایشگاهها را در این تارنما منعکس کنم. در هوای جلب رضایت یاران و معاونان از حواشی پایتخت شروع کردم و میخواستم زودتر خودم را به مرکز برسانم و نمایشگاه انفرادی خوشنویسیم را در تهران برگزار کنم و ترسم ابتلا به یکی از این سه بلا بود: انعکاسی از رضامندیشان به سمتم حواله نشود. از شوقی که گامهایم را در این مسیر تند میکرد، تلقّی شتابزدگی کنند. از ابزار دسترسی به معاونت این وب برای آپدیت زود به زود این تارنما در ایامی که فشار کارهای نمایشگاه مجال به روز کردن بهنگام را از من گرفته بود، بهره نبرند.اینک که مبتلا به بلایایی چند هستم (سرماخوردگی فصلی و ضعف جسمانی و مشکلات مالی ناشی از برگزاری نمایشگاهها) نقدا در این پست شش قطعه از آثار خوشنویسیم را که مزیّن به تذهیب خانمها الناز ارجی و زهرا بیات است، تقدیم دوستان میکنم.
مونتاژ این قطعات طبق معمول حاصل زحمات دوست اصفهانیم آزرم است که همواره سپاسگزار ایشانم.
تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امرسلام هی حتی مطلع الفجر
تحریر: رضا شیخ محمّدی در شب قدر
شب ۲۱ رمضان ۱۴۳۰ قمری
(مطابق با ۱۹ شهریور ۸۸ شمسی)
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخناز نی کلک همه قند و شکر میبارم
(حافظ)
خط: رضا شیخ محمّدی (خرداد ۸۸)
تذهیب: زینب اسلامی
قطعهبندی: روحالله فاضلی وادقانی
به یاد منطق قربانیان کوی منا
به نای غفلت خود نیش خنجری بزنیم
(قیصر امینپور)
خط: رضا شیخ محمّدی
تذهیب: زهرا بیات (اراک)
سیاهمشق: رضا شیخمحمّدی
تذهیب: زهرا بیات (اراک)
سیاهمشق رضا شیخمحمّدی
نگاشتهشده در روز ۱۳ رجب سالروز میلاد علی(ع)
شعر: در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید
نازم به حسن مطلع و حسن ختام او
مرکّب: قهوهای (از احمد ابوطالبیان قزوینی)

اثری که در اینجا به زیارتش نشستهایم٬ تحریر دو بیت از غزلی دلکش از مولانا نورالدّین عبدالرّحمن جامی است:
تو چه مظهری که زجلوهی تو صدای سبحه(صیحه)ی صوفیان / گذرد ز ذروهی لامکان که خوشا جمال ازل خوشا
همه اهل مسجد و صومعه پی ورد صبح و دعای(نماز) شب / من و ذکر(فکر) طرّه(چهره) و طلعت تو من الغداة الی العشا
این پرسش که تفسیر میرزا از این ابیات چگونه بر نحوهی نگارش او مؤثر واقع شده٬ پرسشی جالب توجه است. چه ارتباطی میان معنای کلمات و شکل مسطور شدن آنها وجود دارد؟ آیا تکرار کلمات خاص٬ مؤیّد اهمیت بیشتر این واژگان در نزد اوست؟ آیا نسبت مکانی که برای حروف و کلمات در نظر گرفته شده بر مبنای تأویل خاص میرزا از این مصاریع است؟
توجه به زیباییهای بصری یک اثر هنری در نقد و تفسیر آن٬ البته به جاست. گفتن از کشیدههای سالم و خوشفرم٬ دوایر زیبا و بینقص و رنگ و حالت ملایم و آرامبخش مرکّب در یک قطعهی خوشنویسی در جای خود نیکوست. اما بسندهکردن به این مقدار٬ قطعآ ما را از درک رموز نهفته در اثر محروم خواهد ساخت.
با تشکّر از:
امیر عاملی کلکسیونر معروف کشور در حوزهی خط و خوشنویسی٬ باقر معنوی که قطعهی مزبور را به رسم امانت به قم آورد و آزرم دوست اصفهانی که مونتاژ این قطعه را عهدهدار شد و عکس کاتب را هم در اختیار مدیر وبلاگ قرار داد.
در میان شاگردان میرحسین خوشنویسباشی خوشنویس برجستهء دورهء قاجار که معاصر با مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی میزیسته و در نگارش سیاهمشق با حال و هوای خاص و شوریدهوارش دست و تبحّر بسزایی داشته است، یک نام میدرخشد: آقا صادق! (ادامه)
سیاهمشق رضا شیخ محمّدیتحریر در مرداد ۸۷
تذهیب: زهرا بیات (از اراک)
اجرا دراردیبهشت ۸۸
متن: هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
هر کس اینجا به طریق هوسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فایل و فریادرسی میآید (حافظ)
امروز که در دست توام.... هوم؟
هی
مدامبا خودم کنار میآیم از خودم تعهّد میگیرم که اینجا را که محیط فاخر خوشنویسی است و محلّ آمد و شد دوستان فرهیخته از سراسر کشور و گاه از بیرون مرزهاست، محلّ طرح مطالب عشقولانه و احساسات شخصی که زمانش هم از ما گذشته و باید از موی سفیدمان شرم کنیم نکنم و به توصیهی استاد موحّد عمل کنم نمایم و بپردازم به رفع اشکالات مضمن مزمن خطّم (گریه) و از حاشیهرویها و امور اضافی بپرهیزم و بپردازم به بچسبم به اصل کار. ولی نمیشود. مگر میشود؟

به تصوّر و قضاوت برخی و بسیاری از صاحبنظران رشتهی خوشنویسی، سیاهمشقهایی از این دست که نگارندهی این سطور و مدیر وبلاگ حاضر به تولید آنها در سنوات اخیر مبادرت میورزد، اتّفاقی خجسته و بایسته در خطّهی بسته و سنّتمحور نستعلیق است. در این قالب، با آنکه متریال مورد استفادهی هنرآفرین، اجزا و عناصر آشنا و ماءلوف نستلعیق است، در مقام پیونددهی و ایجاد هماغوشی میان اجزا، از هنجارهای آشنا تخطّی شده و گونهی تازهای از گلاویزی و تنیدگی اختیار گردیده است.

سه سیاهمشق از میرزا فتحعلی حجاب شیرازی
از نستعلیقنویسان طراز اوّل قاجار
درگذشته به سال ۱۲۶۹ قمری
و مدفون در بقعهی شاهچراغ شیراز.
اوّلین سیاهمشق از سمت راست را از دوست اصفهانیام آ.آزرم خریدم و دومی را از دوست عربم: حسینی خطباز.
سیاهمشق سمت چپ متعلّق به دوست خوشنویسم «علیرضا نوربخش» بود که در ۲۱ آبان ۸۷ اجازه داد از این اثر اسکن تهیّه کنم و از او تشکّر هم کردم. در آن موعد قیمت تابلوی مزبور را ۷۰۰ هزارتومان دانست و بعداً هم شنیدم که به کیوان شجاعیمنش فروخته است. در نهایت، این اثر را در ۲۳ فروردین ۸۸ از جناب نوربخش به همراه یک چلیپای بدون رقم از استاد خروش به ۳۰۰ ه.ت خریداری و اسکن دومی از این اثر تهیّه کردم. (اینجا)
الحق و الأنصاف این سیاهمشق در شمار آثار باصفا و زلال مرحوم حجاب است. بنگرید به استواری و ایستایی صحیح کلمهی «چهل» در ابتدای سیاهمشق و صحّت و سلامت زایدالوصف کلمهی «بجمال» و زلالی ت کشیده در کلمهی «صحبت».
از دوست کلکسیونرم کیوان شجاعیمنش شنیدم که آثار مرحوم فتحعلی حجاب نوعاً فاقد امضاست. ولی یکی از راههای شناسایی آنها این است که آن مرحوم معمولاً در کنارههای سمت راست و زیر اثرش از نقطههای مکرّر استفاده میکرد. مشاهده میکنید که هر دو اثر حاضر
دارای چنین وضعیّتی میباشد. البتّه دوست خوشنویس و اهل دقّتم مصیّب صدیقی در ۲۸ مرداد از بوشهر اس.ام.اس دادند: «تمام چلیپاهای فتحعلی حجاب» دارای رقم است. سیاهمشقها نیز اکثراً در پایان نام خود را تکرار میکند- مرقّع رنگین - آثار فتحعلی حجاب از محمود طاووسی»
دوست خوشنویس پیشکسوتم از کرمان در تماس تلفنی ۲۸ فروردین ۸۸ اظهار نظر فرمودند که کتاب فوقالذّکر از محمود طاووسی ۱۲۰ صفحه دارد که چهل صفحه از آن متضمّن مقدّمه و خطوط غیرسیاهمشق از مرحوم حجاب است و در حدود ۴۰ صفحه از این کتاب هم خطوط فاقد امضا از آن خوشنویس متوفّی چاپ شده است.
تاریخهای قبلی پست: ۲۷ مرداد ۸۷ / ۲۳ آبان ۸۷
زدهام فالی و فریادرسی میآید
پیوند سیاهمشقنویسی ابداعی رضا شیخمحمّدی با تذهیب زهرا بیات متولّد اراک، ۲۵ ساله و لیسانس زبان یک محصول بصری خوشنویسی را به ارمغان آورده است که امید میرود مورد پسند بازدیدکنندگان وبلاگ قرار گیرد.
سیاهمشق منتذهیب: فاطمه شریعتی
مضمون: غزل کامل حافظ شیرازی
با مطلع:
بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
تحریر در مرداد ۸۶
در شمار افتخاراتی که در طول فعّالیّت هنری نصیب من شد، دورهی همکاری با استاد رامین مرآتی (تذهیبکار موفّق ایرانی مقیم کرج) است.
اثر حاضر که نگارش چهارقل شریف به خطّ نستعلیق و در قالب سیاهمشق ابداعی و ابتکاری حقیر است، مزیّن به تذهیب خوب با طرّاحی و قلمگیری خوب جناب مرآتی است و امضای ایشان هم در پا و پایین اثر دیده میشود.
سیاهمشق به قلم و رقم رضا شیخمحمّدیتذهیب: دخترخانمی از شهر اراک
متن: گزارش بداههنویسی از برخی وقایع سیاسی قزوین در اسفند ۸۶
الله نور السّموات و الاءرض
مثل نوره کمشکوة فیها مصباح
خط : رضا شیخ محمّدی
مرداد ۸۶
تذهیب : رامین مرآتی
اندازهی اصلی : 44x۳۱cm
با تشکّر از دوستم آ.آزرم
که زحمت مونتاژ این اثر را که در ۴ قطعه اسکن کرده بودم، به عهده گرفتند.
سیاهمشق دیگری از من با چیدمان ابداعیام، تحریرشده در مرداد ۸۶ شمسی با مرکّب قهوهای بر روی کاغذ گلاسه.
بعد از نگارش، قطعه را در ظرف محتوی رنگ «جوهر» که حلاّلش تینر فوری ۲۰ هزار است، قرار دادم و بعد به گیره آویزان کردم تا خشک شود.
رنگ جوهر مزبور را دوست خوشنویس و کلکسیونرم «امیر عاملی قزوینی» به من دادند.
بعد از خشکشدن اثر را در اختیار تذهیبکارم «خانم فاطمه شریعتی» قرار دادم. حاصل کار را قبل از چسباندن بر روی ماکت مشاهده میکنید. حالت خاصّی که در قسمتهای کمرنگ مرکّب بهخصوص نقطههای ایجاد شده است، تاءثیر رنگ «جوهر» بر مرکّب مزبور است.
دوست طلبه و خوشنویسم «حسن رجبیان» این جلوهی مرکّب قهوهای را پدیدهای فرخنده دانست و گفت که این حالت را تجدید کنید و از دست ندهید.
این قطعه سیاه مشق به سیاق بسیاری از آثار مرحوم میرعماد تحریر شده و قابل انتساب به این خوشنویس شهیر قزوینی است. در خلال متن سیاهمشق نیز مضامینی را میتوان جست که میرعماد آن را در قالب چلیپا آزموده است. برای مثال:
«گفت لقمان سرخسی کای اله / پیرم و سرگشته و گمکرده راه / بندهای کو پیر شد شادش کنند / پس خطش بدهند و آزادش کنند» و نیز:
«بلغ العلی بکماله» و نیز:
«در شایستهی دریای سرمد / رسول یثرب و بطحا محمد / نبوّت را تویی آن نامه در مشت / که از تعظیم دارد مهر بر پشت» و همچنین:
«دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیمشبی دفع صد بلا بکند»
با تشکّر از دوستم مجید احمدی که این قطعه از مجموعهی خود را از هندوستان برایم فرستادند.
برای دریافت سایز بزرگ تصویر بدون واترمارک با ایمیل من مکاتبه کنید.
رباعی معروف
خیّام نیشابوری
( آن قصر که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت )
سیاهمشق در سایز سهبرابر
-----------------
به منجنیق عذاب اندرم چو ابراهیم!
شعر: شهید بلخی
سیاهمشق بر اساس مفردات نستعلیق
و چیدمان ابداعی رضا شیخ محمّدی / تیر ۸۶
تذهیب: استاد سیّد حسین نجومی
-----------------
این شیوه سیاهمشق به رغم برخورداری از موارد شباهت با سیاهمشقهای سنّتی دیدهشده از اساتیدی مانند میرزا غلامرضا و میرحسین ترک همچون: تنظیم سواد و بیاض و رهاکردن برخی نقاط صفحه (خلوت) و تراکم حروف در نقاط دیگر (جلوت) و ایجاد تضاد، به شهادت برخی از اهالی هنر متضمّن تلاشی برای ایجاد فرم و فضایی تازه با حفظ اصالتها و وفاداری به قواعد و بنیادهاست.
بنگرید به عدم حذف نقطهها و هماغوشی نقطهها با حروف. نیز بنگرید به تداخل حروف در نقاط اشتراکشان مانند «هو» که قطعه با آن شروع شده و یک بار هم به صورت مقلوب اجرا شده و دو واو با هم ادغام شدهاند.
بنگرید به شروع تیزی عین «عذاب» از محلّ شروع دایرهی «قاف» منجنیق در سطراوّل و همچنین تداخل حرکت زیر «چو» با میم «اندرم» و الی آخر و الی آخر.
بر اساس رباعی معروف خیام:
hakim omar khaiiam neishaboori
در کـارگـه کـوزهگـری رفتـم دوش
دیدم دوهـزار کوزه گویا و خموش
ناگـاه یکـی کـوزه بـرآورد خــروش
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروش
قطعه در سایز کاملاً بزرگ
منم که شهرهی شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالودهام به بددیدن
قطعه در سایز کاملاً بزرگ
قطعهی فوق قبل از تذهیب:
قطعهی سیاهمشق ابتکاری حقیر بر روی بیت سعدی:
دختران طبع را یعنی سخن با این جمال / آبرویی نیست پیش حسن آن زیباپسر
(تقدیم به ابوالفضل خزاعی) مرداد ۸۳
همین قطعه در سایز بزرگ
همین قطعه در سایز بزرگ و به صورت نگاتیو
قطعهی فوق از قطعاتی است که چند بار بین من و امیر عاملی در خلال معاملات و مبادلاتمان در سنوات اخیر رد و بدل شده است. ابتدا قطعه را به سفارش و یاد دوست نکورویم «ابوالفضل خزاعی» در مرداد ۸۳ تحریر کردم، ولی او به دلش ننشست و قطعهی دیگری خواست برایش بنویسم که دیگر ننوشتم. قطعهی فوق را برای پاسپارتو به دست محمود حبیباللهی سپردم. حبیباللهی قطعهبندی را به انجام رساند. سید احمد شفیعی دوست روحانی و خوشنویسم این سیاهمشق را پسندید. به حبیباللهی گفتم که قصد دارم این قطعه را در نمایشگاه خوشنویسی کنگرهی میرعماد که در آن ایام در قزوین برگزار میشد، به نمایش درآورم. حبیباللهی مرا از این کار باز داشت و گفت که مضمون این قطعه به شاءن شما لطمه میزند و حرف و حدیث درست میکند. با این وصف من قطعه را در نمایشگاه مزبور و نیز و بعد از آن هم در یک نمایشگاه در فرهنگسرای بهمن به نمایش عموم درآوردم.
مدتی بعد قرار شد انجمن خوشنویسان این قطعه را خریداری کند. چند بار برای پیگیری قضیه با آقای مهدیزاده تماس تلفنی گرفتم که به رغم برخورد خوبش، در خصوص موعدی که ما به پول قرار است برسیم، جواب قاطعی نمیداد و آخرش هم نشد و کار را از انجمن شعبهی دزاشیب تحویل گرفتم. مدتی بعد که خوشبختانه وارد کار سمساری خط شدم (میگویم خوشبختانه برای اینکه مرا از نگاه و چشمداشت به دست این و آن بینیاز کرد) این قطعه را در کنار یک مجموعه از خطوط خودم به امیر عاملی فروختم. (برای این قطعه ظاهراً ۲۵ ه.ت قیمت گذاشته شد که از این میزان ۱۰ ه.ت به قطعهبند پرداخته بودم.) مدتی بعد که به منزل امیر عاملی رفتم، دیدم در قسمتهای داخلی قطعه تذهیب بکار رفته است که گفت کار یکی از شاگردان رامین مرآتی در قزوین است. (ظاهراً نام تذهیبکارش را ارجی ذکر کرد.) در آن نشست این قطعه را با چند قطعهی خام و بیتذهیب از خطوط خودم تاق زدم و دوباره تملک کردم! نیتم بیشتر این بود که از قطعه در شکل و شمایل جدید، اسکنی تهیه کنم که کردم. عاملی در آن نشست ابراز کرد که این قطعه همیشه مورد توجه سمساران و خطبازانی که به منزل او میآمدند، قرار میگرفته است و او قیمت ۳۵۰ ه.ت را به آنها پیشنهاد میداده و آنها به رغم اینکه پا عقب میکشیدهاند، در نوبتهای بعد، باز هم برای خرید آن در صورتی که قیمت قدری پایینتر درنظر گرفته شود، ابراز رغبت میکردهاند.
در نهایت در آذر ۸۶ در خلال یک شب مبادله و معامله با امیر عاملی، این قطعه بار دیگر به دست عاملی رسید!
-------------------------------------------------------------
دعای فرج به خط من و در قالب سیاهمشق ابداعی حقیر
آماده شده برای شرکت در مسابقه ی طلیعهی ظهور
و قبل از تذهیب سید محمدحسین سیدکریمی
که فعلآ و تا انتخاب نام مناسبتر،
به نامگذاری دوستم امیر عاملی که این شیوه را «سیاهمشق مسلسل» نام نهاده است،
رضایت میدهم.
برخی از دوستان مدعیند که مشابه این کارها را دیدهاند؛ ولی به مورد مشخص نمیتوانند اشاره کنند. برخی به الگوبرداری من از مرحوم رضا مافی و مسعود رنگساز اشاره میکنند.
این دو خوشنویس البته از نوع خاصی از تنیدگی کلمات در هم سود میبردند
که با روش من که حالت پازلگونه دارد و حروف و کلمات همپوشانی مختصری دارند، متفاوت است.
همان قطعه بالا با تذهیب سید محمدحسین سیدکریمی (نرخ دریافتی بابت تذهیب ۲۵ ه.ت)
این قطعه در سایز بزرگ (اسکن موءمنی)
این قطعه در سایز بزرگ و به صورت نگاتیو (اسکن موءمنی)
این قطعه با اسکن پدیده ی قرن:
قطعه ی فوق با اسکن پدیده ی قرن در سایز بزرگ
قیمت اثر: فروخته شد به امیر عاملی
دعای فرج به خط من و تذهیب حسین نظیفی (نرخ دریافتی بابت تذهیب: ۲۰ ه.ت)
قیمت اثر: فروخته شد به امیر عاملی
تلفیق خط و گرافیک کار حقیر بر روی کلمهی آب و متونی متضمن کلمهی آب
بسمالله الرحمن الرحیم / قطاعی کار حقیر در حدود سال ۷۵ شمسی
قیمت اثر: فروخته شد به امیر عاملی
قیمت اثر: فروخته شد به امیر عاملی
یک قطعهی خوشنویسی اثر حقیر
(ابعاد اصلی: ۴۵ در ۶۰)
متعلق به دورههای مختلف کار هنریام (از سال ۶۵ شمسی تا ۸۴)
که بر حول محور شخصیت سید و سالار شهیدان حسینبن علی(ع) تحریر شده است.
قطعهبندی، تذهیب و گل و مرغ، کار استاد حسین نجومی در خرداد ۸۶ شمسی است.
اصل این قطعه در حال حاضر در مجموعهی کلکسیونر قزوینی امیر عاملی است.
قطعهی فوق در سایز بزرگ
قیمت اثر: فروخته شد
عکس در سایز بزرگ
در خلال ده سالی که بین ۶۳ تا ۷۳ در قزوین اقامت داشتم،
با برادر «حسن شکیبزاده» (معروف به علی شکیب) که معاون فرهنگی بنیاد شهید قزوین بود،
آشنا و مرتبط شدم و این ارتباط به همکاریهای عدیدهای کشید؛
از جمله نوشتن پلاکارد به مناسبتهای فرهنگی، سیاسی و نیز نوشتن اطلاعیه با قلم و دوات و احیانآ آرمسازی برای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی قزوین که آقای شیکب در آن سمتی داشت.
نیز نوشتن پلاکارت برای کاندیداهای مجلس شورای اسلامی و
در نهایت کار صفحهبندی بنده در نشریهی ولایت قزوین که بخشی از این کار همزمان با دورهی سردبیری آقای شکیب در نشریهی مزبور بود.
تصویری که مشاهده میکنید، مربوط به یک کار رنگ و روغن روی بوم (تقریبآ به ابعاد ۵/۱ متر در ۵/۲ متر) که نقاشیاش را نقاش خوب قزوینی: مقصودی انجام داده که در زمان جنگ،
پرترههایی که از شهدا روی بوم در بنیاد شهید قزوین نقاشی میکرد، معروف بود.
وی این اثر را به سفارش آقای شکیب، چند ماه بعد از ارتحال امام در سال ۶۸ نقاشی کرد
و من هم با قلم مو و رنگ، زیر آن به خط رقعه (ی دست و پاشکسته البته) که در آن سالها معروف شده بودم که این کار را در پلاکارت انجام میدهم و متفاوت مینمود و به دلها مینشست، انجام دادم.
--------------------------------------------------------------------------------------
و این هم خط حقیر با تذهیب آقای مقصودی (نقاش فوق الذکر قزوینی) مربوط به سال ۶۹ شمسی
☻ سورهی حمد
در قالب سیاهمشق بدیع با مفردات نستعلیق و ترکیب تازه
اثر رضا شیخمحمدی
آبان ۸۵
☻ سیاهمشق بدیع با متن ترانهی:
«شد خزان گلشن آشنایی / بازم آتش به جان زد جدایی / ...»
مفردات نستعلیق و ترکیب تازه
اثر رضا شیخمحمدی
آبان ۸۵
☻ بیت حافظ:
«ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است / ببین که در طلبت حال مردمان چون است»
در قالب سیاهمشق بدیع با مفردات نستعلیق و ترکیب تازه
اثر رضا شیخمحمدی
آبان ۸۵
قبل از تذهیب
بعد از تذهیب اولیه (عکاسی با دوربین دیجیتال)
بعد از تذهیب اولیه (اسکن از روی اصل)
بعد از تذهیب نهایی و پاسپارتو (نرخ دریافتی بابت تذهیب: ۱۵ هزار تومان)
دو قطعهخط سیاهمشق نستعلیق با سبک خاصی در تنیدگی کلمات و اجزا در یکدیگر که حقیر بدان نایل شدهام و پیشتر مشابهش را ندیدهام، در این پست تقدیم میشود.
این دو قطعه در ایام نوروز و در سفر حقیر به تهران و قزوین برای دیدن اقوام، تحریر شده است.
بسیار شنیدهام که:
خارج از فضای خاصی که هر هنرآفرین برای خود در منزل و سکناگاهش ساخته و در آن به خلق اثر میپردازد، آفرینش اثر هنری، خوب از کار و آب در نمیآید و آن چیزی که باید بشود، نمیشود.
خوشبختانه حقیر با این سبک از سیاهمشق که حالت بافندگی قالی را دارد و هر جزء در کمال دقت بر بستر جزء قبلی قرار میگیرد (گاه ساتر عیوب حرف و جزء مجاور است و گاه مکمل آن)
حس میکنم حتی در حالت ناآمادگی و در خلال سفر هم میتوانم مشقی بنویسم که
همزمان هم چرکنویس است و هم پاکنویس.
از این حیث که به صورت بداهه و بدون برنامهریزی قبلی تحریر میشود، انگار قرار است اتودی برای اجرای اصلی باشد (که از قضا میتواند بعدآ دوبارهنویسی شود و احیانآ مشکلاتش اصلاح گردد)
اما در عین حال و در نهایت، پاکنویس از کار درمیآید؛
شاهدش اینکه این دو قطعه را امروز قبل از اسکنکردن، در اختیار دوست تذهیبکارم «حسین نظیفی» قرار دادم تا تذهیب کند و هر کدام را تا سقف ده هزار تومان.
به هر تقدیر با این سبک تمرین خط که تواءم با ارائهی کار جدی است، با یک تیر چند نشان میزنم.
دیگر اینکه من دوست دارم با حفظ حالت کمکاری ، با یک دست چند هندوانه (ی کوچک) بلند کنم
(هم به خط برسم هم آوازخوانی، هم نویسندگی، هم عکاسی، هم وبگردی و هم ولگردی!)
نمیتوانم و نمیخواهم در تمرین خط در تمرینهایی که نهایتا سر از سطل آشغال درمیآورد،
وقت و قوت صرف کنم؛
به خلاف برخی از همتایانانم در خطهی خط که شب تا صبح «واو» مشق میکنند
و نهایتآ هرازگاه مشقهای تلنبارشدهشان را در گونی میکنند و در بیابانهای اطراف قم دفن مینمایند.
بنده ضمن ارجنهادن به این شیوه کار این دوستان
(چون باعث میشود اسم جلاله زیر دست و پا نماند و دفن شود! ... محض شوخی عرض شد!)
که در جای خود محترم و حاکی از یکدندگی و پشتکار و میل به رفتن به بیخ کار در مقام درآوردن یک حرف نستعلیق با قلم (و بدون ساخت و ساز) مینماید، هرگز چنین سلوکی را نداشته و یحتمل نخواهم داشت و به میانبرها میاندیشم.
دو قطعه سیاهمشق این پست (یکی با متن کلاسیک و بیتاریخمصرف سورهی حمد + قل هوالله احد + سورهی کوثر با ترکیب جدید و دیگری چهارقل مبارک) محصول چنین اندیشهای است.
نظر دوستان بازدیدکننده در اینکه آیا کلمات فوق یا اجرای خوشنویسی حاضر را میپسندند یا خیر،
شنیدنی است. قبل از تذهیب
بعد از تذهیب (اسکن موءمنی)
بعد از تذهیب (اسکن پدیده قرن قم)
قطعه فوق در سایز بزرگتر (اسکن پدیده قرن)
قیمت اثر: فروخته شد
قطعه ی سوم که به همین سیاق نگاشته ام
و اصل آن در اختیار دوست خوشنویس و شاعرم امیر عاملی است.
این قطعه با تکرار بیت:
( از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر / یادگاری که در این گنبد دوار بماند )
در اردیبهشت ۸۶
خلق شده و اسکن حاضر توسط سید پابرهنه تهیه شده است:
قیمت اثر: فروخته شد

















