تیز زرهشکافِ تهمتن بر اشکبوس!از مجموعهء
استاد احمد پیلهچی قزوینی
و با تشکّر از ایشان
که این اسکن را در اختیار بنده قرار دادند
بیت: سعدی / خط: رضا شیخمحمّدیتحریر در مرداد ۸۵ / تذهیب: استاد رامین مرآتی با رنگ شنگرف / دستمزد تذهیب: ۸۰ ه.ت / (ادامه)
دیروز بلاگفا مشکل پیدا کرده بود و بالا نمیآمد. دوستانی از بوشهر و اصفهان اس.ام.اس زدند که بلاگ لود نمیشود. آخر شب دیشب مشکل برطرف شد و احساس خوبی به من دست داد. دانستم که عجیب وابستهی اینجا شدهایم و اگر یک روز به وبلاگمان دسترسی نداشته باشیم، انگار گمشدهای داریم. این چند روز افتتاح سومین جشنوارهی طلیعهی ظهور را در قم داشتیم که بخشی از آن به خوشنویسی اختصاص دارد. کار برخی از خوشنویسان از جمله «احمد حیدری» از اصفهان، فریده حکیمپور از قزوین و میثم سلطانی از قم خیلی عالی بود. بنده حضوری در این نمایشگاه نداشتم و وجهش این بود که در چند مسابقهی اخیر خوشنویسی رتبهای کسب نکردم و به طور طبیعی خلع انگیزه شدم. شاید عرصهی مشق من همین محیط وب است و نه نمایشگاههای حضوری. در این پست، سطری از مرا بر روی بیتی از حافظ شیرازی مشاهده میکنید با تذهیب خانم فاطمهی شریعتی و تحریرشده در مهر ۸۴. اسکن از اصل قطعه در دو تکّه انجام شد و جناب آزرم از اصفهان زحمت مونتاژ آن را به عهده گرفتند که ممنونم.
هنوز کسی به درستی نمیداند که خوشنویسان بزرگ ما در قدیمالاءیّام از چه فرمولی استفاده میکردند و چه رمزی را بکار میبستند که حاصل کارشان از حیث هماغوشی لازم میان مرکّب و کاغذ و هماهنگی میان تمام اجزا و عناصری که در نگارش یک قطعه باید دست به دست هم دهند، یکتا و یگانه میشد. ممکن است ما برخی از انتخابهای میرزاکاظم (خوشنویس خوشدست قاجاری) را در همین سطر نپسندیم، ولی قدرت بالای اجرایی این کاتب و صفا و صافی خطّ او و جلوه و جلای مرکّبش و در یک کلام کلک مست و مسیحاییاش ما را مجاب و متقاعد میکند. تلاش دوست اینترنتیام سعید قاسمی برای ساخت مرکّب مرغوب و مطلوب، ستودنی است. ولی این، «یک نکته از هزاران» در وادی شگفت هنر است.
با تشکّر از دوست خطباز اصفهانیام محمود حبیباللّهی
که اجازه داد در ۲۹ آذر ۸۶ از این سطر متعلّق به او
(با حدود ۳۰۰ هزار تومان قیمت) اسکن تهیّه کنم.
از مجموعهی دوست و استاد خوشویسم احمد پیلهچی قزوینی و با تشکّر از ایشان که اسکن این قطعه را در اختیار من گذاشتند.
در ضمن از قرار معلوم «شرابهای منطقهی ری» باعیار و مرغوب بوده است که یادکرد آن به دفعات در اشعار آمده است؛ از جمله در ترانهای قدیمی با شعر و آهنگ «علیاکبر شیدا» aliakbar sheida که اوّل بار آن را با صدای استاد محمّدرضا شجریان و به همراه سهتار محمّدرضا لطفی، نی عبدالنّقی افشارنیا و ضرب همایون شجریان در فیلمی از یک کنسرت اجراشده در خارج از کشور (تور اروپا ۱۹۹۷) شنیدم. این اجرای کمیاب را نیز در پست حاضر تقدیم بازدیدکنندگان عزیز وبلاگم میکنم و از این دوستان بابت تاءخیر در آپدیت این وبلاگ که ریشه در مشکلات رایانهام داشت، پوزش میطلبم:
شراب ناسازگارم / چرا با من ساز نمیشه؟
نگار ناپایدارم / چرا با من یار نمیشه؟
مه گلچهرهی ما اومده به تهرون / حالا بیا تا می خوریم / شراب ملک ری خوریم / حالا نخوریم کی خوریم؟
فایل صوتی ترانه >>> اینجا
فیلم >>> اینجا
یادآوری: در بعضی نسخهها بخشی از کلام ترانه به صورت «مه نو، چهره نو اومده به تهرون» یا: «شه نو، باز (آن) مه نو» درج شده است. ولی آنچه من از فایل صوتی شجریان شنیدم، به صورتی بود که آوردم. آپدیت پست در ۱۳ آبان ۸۷
در این پست یازده قطعه خطّ دیگر از آثار خودم (مزیّن به تذهیب استاد رامین مرآتی) را که به تازگی از کارگاه ایشان در کرج تحویل گرفتم، تقدیم بازدیدکنندگان روزافزون وبلاگم میکنم. اثر نخست مصراعی است از حضرت حافظ ( گر برگ عیش میطلبی ترک
خواب کن! ) و دومی سطر (سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل ) از حافظ با تذهیب طلا. و سومی مصراعی از حافظ با مضمون: (فیالجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر) و چهارمی مصراع: (مرگ من یعنی قناری خواند و بیتابم نکرد) از شاعر خوب معاصر «ساعد باقری» که اوّل بار آن را از دوست معلّم و خوشنویسم کاظمی در قم شنیدم. و پنجمی سطر (ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند) و ششمی
مصراعی از حافظ با تذهیب طلا: (ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید) نوشتهشده در آبان ۸۲ و هفتمی بیتی از حافظ: (کمال سرّ محبّت ببین نه نقص گناه / که هر که بیهنر افتد نظر به عیب کند) و هشتمی مصراع حافظ: (باغبانا ز خزان بیخبرت میبینم) نوشتهشده در شهریور ۸۳ و نهمی مصراع: (در کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است) نوشتهشده
در تیر ۸۵ تذهیبشده با طلا و دهمی مصراع: (جانپرور است قصّهی ارباب معرفت) از حافظ نوشتهشده در شهریور ۸۳ و یازدهمی مصراع: (در دام چگونه مرغ پرواز کند؟) نوشتهشده در خرداد ۸۴. تحریر و خلق مصراعهای یادشده عمدتاً محصول جلسات هفتگی دعای توسّل انجمن خوشنویسان قم بود که در سنوات گذشته به همّت علی بخشی رئیس کنونی
انجمن و علی رضائیان - رئیس سابق - ترتیب یافت و افسوس که استمرار نیافت. اصل برخی از این قطعات در اختیار بنده نیست و در معاملات و مبادلاتی که در همین روزهای نخست سال با دوستان خطباز داشتهام، در بازار خرید و فروش خط،
تزریق شده یا به برخی مجموعههای خصوصی راه یافته است. (اصل سطور ارائهشده در این پست، عمدتاً در اختیار دوست هنرمندم «خسرو مرادی» - آ.آزرم - از اصفهان است). گفتن دارد که در فصل جدید فعّالیّت هنری، از انباشت آثار خوشنویسیام در منزل پرهیز میکنم و حتّی از این امر بیمناکم. دوستان، بسیار توصیه میکنند که با این آثار، نمایشگاهی انفرادی ترتیب دهم. ولی عجله دارم که اثر را بعد از خلق و تذهیب، چون جنینی که دیگر نمیتواند و نباید در دنیای بستهی رحم نگه داشته شود، از خود دور کنم. لذا با اوّلین فرصت معاوضهی این قطعات با
قطعات دیگر (ترجیحاً آثار قدما) آن را رد میکنم یا احیاناً به پول نزدیک میکنم. البتّه قبل از اسکنگرفتن قطعهای را دور نمیکنم و همواره حقّ استفاده از اسکن مزبور را حتّی بعد از فروش اثر برای خود محفوظ داشته و دانستهام. با تزریق خطّ خودم در بازار، انگار مسئولیّت حفظ و نگهداری از آن را به دوش دیگران - و اگر جراءت کنم میگویم: تاریخ - انداختهام و خودم
را خلاص کردهام. بر روی نمایشگاه دائمی اینترنت - حفظهالله تعالی! - نیز برای اثر خودم فرصت دیدهشدن فراهم میکنم. دوست دارم از این طریق بیآنکه هزینههای گوناگون انبارداری را بپردازم، اثرم را در تیراژ بالا تکثیر و جاوید کنم. خدا کند در این راه توفیق یابم.
سطر ۱ در سایز سهبرابر
سطر ۲ در سایز چهار برابر
سطر ۳ در سایز سه برابر
سطر ۴ در سایز چهاربرابر
سطر ۵ در سایز سه برابر
سطر ۶ در سایز سه برابر
سطر ۷ در سایز سه برابر
سطر ۸ در سایز سه برابر
سطر ۸ قبل از تذهیب
سطر ۹ در سایز سه برابر
سطر ۱۰ در سایز سه برابر
سطر ۱۱ در سایز سه برابر
تذهیب از استاد رامین مرآتی
ابعاد اصلی: ۵/۶ * ۱۵ سانتیمتر
قطعه در سایز کاملاً بزرگ
قطعهی فوق قبل از تذهیب:
قطعه در سایز کاملاً بزرگ
اجرای دیگری از این سطر با ترکیبی متفاوت و قبل از تذهیب:
قطعه در سایز کاملاً بزرگ
از بین سه سطر زیر، دو سطر اول از مرحوم میرزا کاظم است
و سطر سوم از شاگرد میرزا کاظم که کاملا نزدیک به استادش نسعلیق مینوشته است.
در سال تحریر اثر مزبور، میرزا کاظم در قید حیات نبوده است.
با تشکر از دوست اصفهانیام محمود حبیباللهی (مدیر نگارستان عروس قلم قم)
که این قطعات را امشب برای اسکن در اختیار بنده گذاشت.
سطر «در مذهب ما» زمانی در ملکیت دوست کلکسیونر قزوینیام امیر عاملی بوده
و به ۱۱۰ هزار تومان
(۱۱۰ نام مبارک علی -ع- به حساب ابجد است و حسن تصادف خوبی برای نرخ فروش قطعه است)
به حبیباللهی فروخته است.
دیگر سطور را حبیباللهی آنگونه که خود ابراز کرد هر یک به ۳۰۰ هزارتومان خریده است.
قطعه در اندازهی بزرگتر
قطعه در اندازهی بزرگتر
قطعه در اندازهی بزرگتر
نمونهی خط
مرحوم علیاصغر پزشکیان
استاد خط پدرم آیةالله محمدی تاکندی
که در مهر ۱۳۲۹ شمسی
به شیوهی مرحوم عمادالکتاب قزوینی
تحریر کرده است.
تذهیب سید محمدحسین سیدکریمی (نرخ دریافتی بابت تذهیب ۵۰ ه.ت)
همین قطعه در سایز بزرگتر
این قطعه را در آذر ۸۶
در خلال یک معامله و مبادله با امیر عاملی کلکسیونر قزوینی
به ایشان دادم.
سطر تذهیبشده
شعر: صغیر اصفهانی / خط: رضا شیخمحمدی / تذهیب: فاطمه شریعتی
اصل قطعه متعلق به دوست هنرمندم ناصر طاووسی و به سفارش او نوشته شده است.
☻ سطر نستعلیق
اثر رضا شیخمحمدی / آذر ۸۵
شعر: ساعد باقری
این بیت را اولین بار از دوست خوشنویسم مجید کاظمی شنیدم.
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
خط حقیر در اردیبهشت ۷۲
حاشیهی دور را از آقای احمد پیلهچی در دههی ۶۰ گرفتم.
دو سطر سرمشقی
از مرحوم « اسدالله رجالی »
asadollah rejali
در صفحهى ۳۳ از كتاب « مرقّع » که به اهتمام « منوچهر قدسى » چاپ شده ،
کاتب سطرهای فوق اينگونه معرفی شده است:
« آقا ميرزا اسدالله رجالى از شاگردان درجهى يك مرحوم ميرزا فتحالله جلالى (فرزند ميرزا عبدالرّحيم افسر) است كه خطّ وى به صفتِ « تند و تيزى » مطبوع در سبك قدما، از خطوط أقرانش ممتاز است.
(رجالی، آنگونه كه در همين مأخذ در ص۲۸ ذكر شده، در نزد خودِ مرحوم افسر نيز شاگردى كرده است.)
در خطوط مرحوم رجالى، فىالمثل سرمشقهايى كه در يك زمان نوشته، فراز و فرودِ آشكار ديده مىشود
و علّت آن شايد اين باشد كه وى چون در خدمت فرهنگ بود و سرمشق را غالباً بر سر كلاس مىنوشت،
غوغاى نوباوگان و نوجوانان، كه به مقتضاى سنّ كم، قدر هنر استاد پير را نمىدانستند
(چنان كه اين امر در مدارس امروز هم مشاهده مىشود; با اين تفاوت كه جاى استادانى چون رجالى خالى است) عنان طاقت از دستش مىربود و نمىتوانست تمام وقت با خاطر مجموع ،
سعى و دقّت كافى را در تحرير بكار برد.
مرحوم رجالى، هم خطّ درشتِ كتيبهاى را استادانه مىنوشت و هم قلم ريز خفى را.
نمونهى كتيبهنويسى او در مسجد سيّد، واقع در محلّهى بيدآباد اصفهان
با امضای « اسدالله » موجود و ديدنى است.
در ذيل سرمشقها هم اغلب به تفنّن، «ميرزا اسدالله رجالى» را به لاتين (asadollah) رقم مىكرد.
رجالى علاوه بر ذوق خط و خوشنويسى، در موسيقى و مقامشناسى دستى داشت
و به شيرينى و لطف محضر در بين دوستان و همكارانش معروف بود.
وى عمر درازى يافت و به سال ۱۳۷۲ ه.ق رخت به ديار آخرت بُرد.

« بار دگر موسم نوروز شد »
سطر نستعلیق منتشرنشدهی قدیمی
منسوب به میرزا کاظم تهرانی (دورهی قاجار)
که اصل آن را حقیر در قم خریداری نمودم.
ابراز نموده بود که بچههای خودمان! آن را نوشتهاند!
چندی بعد بنده آن را به ۱۰۰ ه.ت از اسکوئیان خریداری کردم و وجه آن را به تدریج به حسابش ریختم. این قطعه در خلال یک شب معامله با امیر عاملی به ایشان فروخته شد.
شعر منسوب به علی(ع) / نگارش: رضا شیخمحمدی در اردیبهشت ۷۲ در ایام اقامت در قزوین
آیهی قرآن / نگارش رضا شیخمحمدی / مهر ۸۳ / پاسپارتو: محمود حبیباللهی
قیمت اثر: فروخته شد
قیمت آثار: فروخته شد
بالا:
کلام امام خمینی(ره):
«اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد»
شرکتدادهشده از سوی حقیر در مسابقهی طریق جاوید
پایین:
سطر نگارشیافته از سوی حقیر
به سفارش و انتخاب شعر محمود حبیباللهی
(رئیس نگارستان عروس قلم قم واقع در خیابان صفائیه، کوچه کاظمی)
که تذهیب آن از سوی آقای کیوان شجاعیمنش از اراک انجام گرفته است.
بعدآ شنیدم این قطعهخط از سوی جناب محمود لبافان از علاقمندان هنر قم و دستاندرکار فرش ابریشم به ۴۰ ه.ت خریداری شده است.





